تبليغاتX
کارکنان بانک صادرات ایران

کارکنان بانک صادرات ایران

اخبار بانک صادرات و شبکه بانکی،اطلاعات بانکی و بانکداری ، نظرات و پرسشهای مشتریان و کارکنان

سامانه پایا، سامانه‌ای است برای مکانیزه نمودن پرداخت‌های خرد بین بانکی که اکثراً به تعداد کلان پردازش می‌شود. در این سامانه بانک‌های عضو می‌توانند دستور واریز و یا دستور برداشت صادر کنند.

این سامانه از دو قسمت کاملاً مستقل و مجزا (واریز و برداشت مستقیم) تشکیل شده است. در این سامانه شماره حساب‌های مشتریان بدهکار یا بستانکار می‌بایست براساس ساختار شماره حساب بانکی ایران (شبا) بین بانک‌ها تبادل شود.

1. واریز مستقیم:

شیوه‌ای از پرداخت است که طی آن صاحب حساب به بانک خود اجازه می‌دهد که در زمانهای خاص مبلغ یا مبالغی را از حساب وی برداشت و به حساب اشخاص ذینفع در بانک های دیگر انتقال دهد.

موارد کاربرد:

× پرداخت حقوق

× پرداخت حق بازنشستگی

× پرداخت به مستمری بگیران

× پرداخت پاداش یا کارانه

× پرداخت سود سهام و ...

2. برداشت مستقیم:

شیوه‌ای از انتقال وجه می‌باشد که در آن مشتری، بانک را مجاز می‌نماید که مبالغ مشخصی را در زمان‌های تعیین شده از حساب‌های اشخاص دیگر در بانک‌های مختلف برداشت و به حساب وی واریز نماید. این امر با توافق قبلی طرفین (مشتریان بدهکار و بستانکار) صورت می‌پذیرد.

موارد کاربرد:

× پرداخت وجه قبوض آب وبرق و تلفن و گاز

× پرداخت حق عضویت باشگاهها

× پرداخت شهریه مدارس یا دانشگاهها

× پرداخت اقساط خرید ها

× پرداخت اقساط وام مسکن و اتومبیل و ....

× پرداخت حق بیمه

× پرداخت مالیات

× پرداخت آبونمان نشریات

× پرداخت اجاره خانه و ...

تفاوت‌های سامانه تسویه ناخالص آنی (ساتنا- RTGS)) با سامانه پایاپای الکترونیکی (پایا- ACH)

پایا- ACH

ساتنا- RTGS

مبالغ خرد – تعداد زیاد

مبالغ کلان – تعداد کم و فوری

تسویه خالص مانده در زمان های معین

تسویه به صورت ناخالص و آنی

ارسال دستور پرداخت ها بصورت فایل

ارسال دستور پرداخت ها به صورت انفرادی و تک تک

واریز و برداشت مستقیم

صرفاً واریز (انتقال بستانکار)


از دیگر نکات متمایز ACH نسبت به RTGS استفاده از شماره حساب بانکی ایران (شبا) می‌باشد که مطابق با ضوابط IBAN طراحی شده است.

«شبــــــــا»:

«شبا» عبارت است از شماره حساب بانکی ایران که مطابق با ضوابط IBAN تنظیم شده و به‌منظور تسهیل و استانداردسازی مبادلات بین بانکی و بین‌المللی بانک‌های کشور تعریف و تبیین می‌شود. با تدوین ساختار «شبا» از این پس و به مرور امانه‌های پرداخت بین بانکی منحصراً از این نوع حساب استفاده می‌شود. «شبا» مستقل از نظام شماره‌گذاری داخلی هریک از بانک‌ها است، اما در محاسبه آن از شماره‌حساب مربوط به نظام شماره‌گذاری داخلی بانک‌ها استفاده به‌عمل می‌آید.

«IBAN»:

IBAN که اختصار "International Bank Account Number" می‌باشد، شناسه‌ای است که یک شماره حساب خاص را در یک بانک در سطح بین‌الملل به‌صورت یکتا معرفی می‌کند. این شناسه مطابق با استاندارد بین‌المللی ISO 13616:2007 ایجاد شده به منظور یکسان‌سازی شماره حساب‌های بانکی در سطح بین‌المللی جهت تسهیل در تبادلات بین بانکی، تنظیم می‌شود.

«BBAN»:

BBAN که اختصار "Basic Bank Account Number" می‌باشد، همان شماره حساب فعلی مشتری است. به تعبیری بهتر، BBAN شماره حسابی است که به‌‌عنوان یک شناسه انحصاری، یک حساب خاص را در یک بانک و یک کشور به صورت یکتا مشخص می‌کند.

هنگام استفاده از خدمات سامانه پایا ضروری است شماره حساب مشتری دستوردهنده و همچنین مشتری گیرنده برمبنای شبا (IBAN) بین بانک‌ها تبادل شود. لکن تا زمان فراگیر شدن ساختار شبا درمیان مشتریان، نیازی نیست که مشتریان شماره حساب خود و یا ذینفع را برمبنای شبا (IBAN) بدانند بلکه آنها با اطلاع از شماره حساب خود (BBAN) قادر خواهند بود که از خدمات این سامانه استفاده نمایند.

پ.ن 1: منبع سایت بانک ملت
پ.ن 2: جهت دريافت شماره حساب شبا در سایت بانک صادرات کلیک کنید
پ.ن3:.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 20:47  توسط مهدی صمدی   | 

۱ـ درسیاست بعضی ها گذرگاهند ، بعضی توقفگاه و بعضی ها هم جاده.
۲ـ بعضی ها به هم میخورند و بعضی ها با هم.
۳ـ  وقتی از پست و مقام بالایش خلع شد ، دیدم از من هم کوتاهتر است.
۴ـ  برای فاسد نشدن افکارم ، آنها را داخل فریزر گذاشتم
۵ـ بعضی ها خوب حرف می زنند و بعضی ها حرف خوب می زنند.
۶ـ صمیمیت تو بیشتر از شما است !
۷ـ  با گرانی تخم مرغ ، خروس ها وام ازدواج می گیرند.
۸ـ بعضی ها محرم اسرارشون ،چراغ خواب است.
۹ـ مخرب ترین اسلحه زمان ، زبان است.
۱۰ـ سریال های آبکی مردم را در افکارشان غرق می کند.
۱۱ـ دوست همه ، دوست هیچ کس نیست!
۱۲ـ عیب چیزی است که معمولا در دیگران می بینیم.
۱۳ـ فیل ها به جراحی بینی ما آدمها می خندند.
۱۴ـ کبوتر آزادی با نام مستعار به پرواز ادامه می دهد.
۱۵ـ پسته خاموش ، هیچگاه خورده نمی شود مگر به زور !
۱۶ـ آدم های بی سر و پا ، هیچ رد و پایی از خود به جا نمی گذارند.
۱۷ـ سياستمدارترين آدم كسي است كه در موقع برخورد با مادرزنش، لبخند به لب داشته باشد!
۱۸ـ بعضی ها در خواب خرگوشی ، بهشت هویج می بینند.
۱۹ـ سخنان خوب ،گوش های نا آگاه را آزار می دهد.
۲۰ـ شاید آسانسور ترقی ، همان روابط باشد
۲۱ـ بلند پروازی های پرنده ، نتیجه اش قفس بود.
۲۲ـ اونایی که دنبال شر میگردند خیرشون به کسی نمی رسه.
۲۳ـ  در اولین آشنایی وقتی با من دست داد ، من ، دلم را از دست دادم.
۲۴ـ ظاهرسازها با هر سازی می رقصند.
۲۵ـ از نظر عوام ، آزادی یعنی میدان و قفس یعنی خانه امن.
۲۶ـ زندگی بدون عشق مثل بیژامه بدون کش است.
۲۷ـ دلتان بزرگ باشد ، بزرگ کردن شکم که کاری ندارد.
۲۸ـ سقف آسمان افکارم نیاز به ایزوگام دارد.
۲۹ـ خیابان یک طرفه و دو طرفه داریم ولی خیابان بی طرف خیر .
۳۰ـبعضی ها خنده رو لب هایشان است ولی دلشان هیروشیماست .

( کارکلماتورهای سهراب گل هاشم )

پ.ن 2: مردي با اسلحه وارد يك بانك شد و تقاضاي پول كرد .
وقتي پولهارا دريافت كرد رو به يكي از مشتريان بانك كرد و پرسيد : آيا شما ديديد كه من از اين بانك دزدي كنم؟
مرد پاسخ داد : بله قربان من ديدم
سپس دزد اسلحه را به سمت شقيقه مرد گرفت و اورا در جا كشت
او مجددا رو به زوجي كرد كه نزديك او ايستاده بودند و از آنها پرسيد آيا شما ديديد كه من از اين بانك دزدي كنم؟
مرد پاسخ داد : نه قربان. من نديدم اما همسرم ديد

نكته اخلاقي: وقتي شانس در خونه شما را ميزند .... از آن استفاده كنيد
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 20:34  توسط مهدی صمدی   | 

ما را رها کنید در این رنج بی حساب
با قلب پاره پاره و با سـینه ای کباب

انگار ، این روزها دیگر کسی منتظر صبح فردا نیست ...



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 17:40  توسط مهدی صمدی   | 

سلام
کسی میدونه من چی کار کنم؟
من تازه استخدام شدم نمیدونم چرا همه به من حمله می کنن؟
میگند کار یاد نمی گیری این حرفها؟
روز به روز حالم را بد کردن واقعا نمیدونم چی کار کنم؟
کاری کردن که دیگه حس کنم بودنم به هیچ کس کمکی نمی کنه؟
آیا واقعا این جوری هست که اونها می گن؟
واقعا نمی دونم گیج شدم

سلام
دوست و همکار عزیز ...
دو فرض وجود داره ! یا اینکه این ضعف در شما وجود داره یا اینکه دوستانتون بیش از حد ازتون توقع دارند .
در هر حالت اول اگر واقعا به خودتون اعتماد دارید باید با تلاش و همت بیشتر سعی کنید تا خودتون اثبات کنید .
و در حالت دوم باید مقداری صبور باشید و روحیه خودتون حفظ کنید. خیلی حر فها باید بشنوید و خیلی چیزهایی باید بر بخورید که تصورش نداشته اید .

باید به اینده فکر کنید و برای تحقق ارزوهاتون بیشتر از همیشه سعی کنید .

براتون ارزوی موفقیت دارم

****************************************

به نظر شما وقتی رییس و معاون ما را در جمع خرد کند چه باید کنیم؟
چرا به جای دادن روحیه تنها تخریب باید بشوم؟
چرا فقط نقاط ضعفم بزرگ جلوه شوند و از جنبه های مثبت بی تفاوت بگذرند؟



راه ما چمن نرم نيست؛ مسير كوهي است پر از تخته سنگ، كه به بالا مي رود، به جلو، به سمت خورشيد.
راث وست هايمر

سلام ...
اگر ابتدا باید یک تصویری از وضع فعلی جامعه و سایر کارها و شغلها داشته باشید ، راحت تر می تویند با این شرایط کنار بیایید..
نظام اخلاقی عمومی ، سازمانی ما در شرایط خوبی قرار نداره ، اگر به مواردی که شما عنوان نموده اید بر می خورید ، نباید چیز غریبی برایتان باشد ...

شما سه راه پیش رو دارید :
1- همین الان با اعتراف به ضعف خودتون کنار بکشید و از بانک برید بیرون .
2- با شرایط فعلی بسوزید و بسازید ؛ حتی تا موقع بازنشستگی تون ..
3- با امید و ایمان به اینکه روزی توانایی اصلاح امور را خواهید داشت ، صبر کنید و خودتون برای روزهایی اماده کنید که به واسطه حضور تاثیر گذارتون شرایط به نفع شما تغییر کنه و اون روزها روزهایی خواهد بود که بی نهایت از شکیبایی و صبرتون در مقابل همه مشکلات لذت خواهید برد و قطعا بانک نیز از وجود چنین کارکنانی سود خواهد برد .

باید اعتراف کنم ، رسیدن به راه سوم بسیار اعتماد به نفس طلب می کند که متاسفانه شرایط و موقعیت ها و افردای چون همکاران شما این راه خیلی سخت و دست نیافتنی می کنند ..

براتون صمیمانه ارزوی موفقیت می کنم ...

*********************************************
ممنونم که نظر منرا درج می کنین.
واقعا نمی دانم چی کار باید کنم

اصلا فکر نمی کردم این جوری بشه

این درست هست که بنده سابقه بانکی ندارم و نمی توانم مثل بقیه کار کنم اما واقعا نمی دانم چرا بید به جای تشویق توهین ببینم؟؟
چرا باید هر روز بدی ببینم و زندگی دائم روی خشنش را نشان دهد
وقتی کار بانک به خودی خود استرس دارد چرا یاید استرس بیشتری را دیگران تزریق کنند؟؟
چرا باید حوزه به جای دفاع از ما حق را به رئیس ما دهد؟
چرا اینقدر تنها باید باشیم؟

می دانم که کار بانک را می توانم فرا گیرم و اصلا سخت نیست اما نمی خواهند.

*************************************

پ.ن : این متن حاصل نظرات دوست و همکار تازه استخدامی ما بود و البته چند خطی که بنده در پاسخ به نظراتشون نوشتم .

برای من که سن و سالی ازم گذشته توی بانک هنوز هم از این پیش آمدها اتفاق می یفته ، و حس این همکارمون درک می کنم . ولی خوب دیگه پوست کلفت شدم و به امید اینکه روزی برسه دیگه کمتر همکاری دچار این قبیل مشکلات باشه ، روزگار سپری می کنم .

ممنون می شم اگه  نظراتتون برای کمک و راهنمائی به  این دوست و همه همکاران تازه کارمون دریغ نکنید.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 22:1  توسط مهدی صمدی   | 

یکی از دوستان مطلب زیر در نظرات وبلاگ بیان کرده اند که پاسخ به این دوست عزیز به تبادل چند لینک و این متن ، ختم شد : 

""""سئوالی در حوزه پول و بانکداری داشتم بطور اتفاقی وبلاگ شما را پیدا کردم. سئوالی در حوزه پول و بانکداری داشتم بطور اتفاقی وبلاگ شما را پیدا کردم. به نظر وبلاگ فعالی دارید، ان شأالله که فعالتر هم بشود. لذا گفتم این سئوال را از خدمت شما بپرسم:

من هیچ اطلاعاتی در این حوزه پول و اقتصاد نداشتم، اما چند وقتی است که به مطالعه کتابی پرداخته ام و با اصطلاحی برخورده ام به نام Fractional reserve . بطور خلاصه تا اینجا متوجه شده ام که اگر روزی همه ما سپرده گذاران به بانکهایمان مراجعه کنیم و قصد تصویه کامل با بانکهایمان را داشته باشیم، هیچ بانکی در دنیا هرگز پشتوانه کافی برای تصویه با مشتریانش را نخواهد داشت. بعبارتی دیگر، نسبت عظیمی از پول در گردش در جامعه صرفا بخاطر "پول بودن" در گردش است نه به خاطر دارای پشتوانه بودن! این کتاب به این نسبت (یا شاخص) پرداخته است و به بررسی تاریخی شکل گیری آن نیز پرداخته است. بطوری که از شکل گیری بانکداری مدرن این شاخص از 1:2 تا 1:30 و حتی بسیار بالاتر و خارج از کنترل افزایش یافته است.

آیا میشود قدری در این زمینه توضیحی بفرمایید؟ این شاخص در ایران به چه گونه ای بوده است و در حال حاضر به چه ترتیبی است. یا آیا مقاله و تحقیقی در این زمینه سراغ دارید. با تشکر فراوان.به چه گونه ای بوده است و در حال حاضر به چه ترتیبی است. یا آیا مقاله و تحقیقی در این زمینه سراغ دارید. با تشکر فراوان """""


در ابتدا واژه Fractional reserve  ، کمی ناشنا اومد ، اما وقتی که کمی جستجو کردم به نظرم اومد این همان fractional-reserve-rate یا نرخ ذخیره قانونی باید باشه . فرصتی پیش اومد که به این بهانه بار دیگه نگاهی به مطالب مرتبط با این موضوع داشته باشم .

مسئله خلق بدون پشتوانه پول و نتایج محتمل اون در شرایط بحران ،  فعلا نمی تونم چیز زیادی در این باره عنوان کنم ، شاید با نظرات دوستان به نتیجه خوبی رسیدیم .

از اثار خلق پول بدون پشتوانه افزایش حجم نقدینگی ، افزایش تورم و هست و  از دلایل خلق پول بیش از حد متعارف همین عدم رعایت نرخ ذخیره قانونی بانکها و اینکه معمولا بانکها می توانند ،حدود 10 برابر سرمایه خودشون خلق پول کنند ولی در ایران گاهی این نسبتا تا ده ها برابر هم قابل مشاهده بوده است . که رعایت نکردن این نسبت باعث رشد فزاینده تورم و حجم نقدینگی می تونه باشه .

البته داستان چکهای در گردش بانکهای ما هم در چند سال قبل دیگه به قول معروف خیلی تابلو شده بود نمونه ای دیگه از خلق پول بدون پشتوانه بود که در یک دو سال اخیر مقدار زیادی از حجم این چکها کم شده تا به این واسطه حجم نقدینگی کشور کنترل کنند .

اما ...

بانکها و موسسات مالی برای حفظ نقدینگی در مواقع نیاز و یا بحرانی ، تلاش می کنند تا درصدی از سرمایه و سپرده هاشون به صورت اسکناس و نقد نگهدرای کنند و  یا به اقلامی تبدیل کنند که نقد شوندگی بالایی دارند مانند طلا ، ارز و شاید هم سهام و اوراق قرضه دولتی و اوراق مشارکت و ..

در بانکها هم به برای احتیاط و پاسخ گویی در قبال طلب سپرده های مشتریان درصدی معین را نزد بانک مرکزی می سپارند .

البته تعین نرخ ذخیره قانونی در یک اقتصاد پویا یکی از بازار های سیاست های پولی و مالی بانک مرکزی و دولت می تونه باشه .
از قرار معلوم اگر یک دولت قصد کاهش بیکاری داشته باشه با کاهش نرخ ذخیره قانونی مقداری از سرمایه های مسدود بانکها ازاد می کند تا به این واسطه قدرت و میزان پرداخت اعتبار بانکها افزایش یافته و موجب افزایش نقدینگی در گردش کارخانجات و افزایش تولید و کار خواهد شد .

و اگر هم قصد کنترل و مهار تورم داشته باشند با افزایش نزخ ذخیره قانونی از حجم نقدینگی پول در جامعه کم می کنند که البته منجر به کاهش توان اعتباری بانکها می شه .

به نظر می رسه در کنار همه اصول در نظر گرفته شده برای نرخ ذخیره قانونی در نهایت ممکنه به هر دلیلی منجر به عدم نتیجه مورد انتظار شود .

به نظرم متوسط نرخ ذخیره قانونی در ایران حدود 17% باشه که قطعا این نرخ در کشورهای تپیشرفته یا توسعه نیافته اقتصادی باید کمتر یا بیشتر از این رقم باشه.

اما در این بین سوال دوستمون در این باب که اگه یک روز غالب مشتریان برای دریافت سپرده های خودشون به بانکها مراجعه کنند ، چه خواهد شد ، پاسخی جز ورشکستگی بانکها نخواهد داشت . البته کمتر کسی پیدا می شه که اتفاق رخ داده در بانکهای امریکا با نظام بانکی ما مقایسه کرده باشه و هنوز ...

در یک شرایط بحران اقتصادی که بنا به امار منتشره تعداد ثروت مندان مثلا میلیاردر دنیا به علت از دست رفتن و ضرر در جریان بحران مالی هر روز کمتر می شود ، اگر بانکها هم با افت شدید ارزش سرمایه گذاری هاشون مواجه بشند ، چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ منظورم این هست که علاوه بر مورد عدم دسترسی به نقدینگی ، یک کاهش محسوس در میزان پشتوانه های غیر نقدی خودشون بر خورد کنند ؟

یک نکته جالب به ذهنم رسید این بود که ظاهرا میزان ارزش دارایی های بانک صادرات در این یک  دو سال اخیر افزایش قابل ملاحظه ای داشته ؟!

به هر حال امروز یکم به بازی اقتصاد ما در تقابل ان با اصول علم اقتصاد خندیدم  و برام جالب بود که سیاست های پولی و مالی در ایران یک نمونهمنحصر به فرد  می تونه باشه که معمولا امار مقایسه ای جهانی نیز چنین مطلبی اثبات می کند. رکود اقتصادی ، رونق اقتصادی ، تورم ، کاهش نقدینگی یا افزایش اون ، سیاست انقباضی و یا انبساطی ، افزایش نرخ بهره و نحوه تعین اون و  همه و همه ... بیانگر یک اقتصاد کاملا بیمار و همچنین مدیریت ...

البته من هیچ ادعایی بابت درک صحیح و علمی از اصول اقتصادی و نظام بانکی خودمون ندارم و هر چیز که بیان می کنم تنها بر پایه دانش ناقص و اطلاعات اندک بنده هست . بنابر این جایی برای دلگیری عزیزان مسئول بانکی و اقتصادی باقی نمی مونه ...

پ.ن ۱:ذخيره قانونى بر سپرده‏هاى بانكى 

پ.ن 2: امروز در خبرها خوندم که استاد فرامرز پایور ، استاد برجسته موسیقی ایرانی و نوازنده سنتور درگذشت. البوم رنگ شهر آشوب ایشون همیشه و در همه احوالات موجب آرامش من بود . حتی این چند روز اخیر یکی از کارهای استاد برای روی تلفن همراه خودم گذاشتم  . روحش شاد و یادش همیشه در قلبمان زنده باد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 21:51  توسط مهدی صمدی   | 

امروز غدیر خم بود ...

در این روز در این دیار خیلی ها به بهانه انتخاب ولی خدا بعد از اخرین رسول ، خوشحال و مسرورند ..

اما برای من امروز چیزی جز شرمندگی و رسوایی به همراه نداشت !

با پرسشهایی در ذهنم مواجهه شده ام که مرا از فضای شادی دور می کند !؟

به اتفاق هایی می اندیشم که بعد از ابلاغ این رسالت عظیم در میان انبوه حاجیان و زائران خانه خدا رخ داده است !

به کسانی می اندیشم که در ان روز شاهد این بودند که حضرت ختمی مرتبت دستان مردی را بر استان ولایت بالا برد !

اما ، چه زود همه چیز فراموش شد ، و چه زود عهدشان با رسول خدا را شکستند ؟

به روزی می اندیشم که درب خانه ای را اتش زدند !

به روزهایی که پاسخ سلام مردی خسته را در کوچه های کوفه نمی دادند !

به لحظه ای که شمشیر نفاق و تحجر ، دنیا را از حضور نعمتی بی نهایت عظیم ، محروم کرد !

به این فکر می کنم که براستی ما بعد گذشت فاصله غدیر تا امروز ، در کدامین جبهه ایستاده ایم ؟

براستی ایا تنها مدعی محبت علی نیستیم ؟

سیره علوی در زندگی شخصی ، اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی ، ...  ما تا چه اندازه قابل مشاهده است ؟

براستی چرا بعد هزار چهارصد سال از غدیر ، علی هنوز هم تنهاست ؟!

پ.ن : تصمیم داشتم که دیگه مطلبی در وبلاگ ننویسم ، اما وقتی این جملات برای خودم نوشتم دلم نیومد که برای حضرت علی ع مطلبی در وبلاگ نداشته باشم و  شاید انگیزه ای باشه برای بروز کردن مطالب وبلاگ ...

این روز به همه دوستداران واقعی حضرت تبریک عرض می کنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 17:19  توسط مهدی صمدی