تبليغاتX
کارکنان بانک صادرات ایران

کارکنان بانک صادرات ایران

اخبار بانک صادرات و شبکه بانکی،اطلاعات بانکی و بانکداری ، نظرات و پرسشهای مشتریان و کارکنان

پارس تاجران: برخی تصور می کنند که "آربیتراز" یک شخص است. اما در حقیقت آربیتراژ یک استراتژی و شاید بهتر بگوییم یک فرصت است.خرید بلند و فروش کوتاه همزمان یک دارایی(یا دارایی متفاوت ولی مربوط) در تلاش به منظور کسب سود با استفاده از تفاوت های غیرواقعی قیمت. شخصی که دست به"آربیتراژ می زند در واقع چیزی را می خرد و همان چیزیا مشابه آن را می فروشد. آربیتراژ ممكن است در همان بازار یا بازارهای مختلف صورت گیرد. به عبارت دیگر روشی است که در آن سرمایه گذار از تفاوت های قیمت یک سهام قابل داد و ستد در دو یا چند بورس اوراق بهادار سود می برد. او سهم را در بازاری که قیمت پائین تر است خریدای می کند و بی درنگ در بازاری که قیمت بالاتر است می فروشد. البته لازم به یادآوری است که اختلاف قیمت شدید یک سهم در دو بورس مختلف نشانه وجود ناكارآیی عمده در بازار سرمایه است. در چنین شرایطی است که تبادل سریع اطلاعات میان سرمایه گذاران فعال در این دو بورس باعث رونق جریان اربیتراژ می شود.

آربیتراژ عبارت است از فرصت دستیابی به سود بدون ریسک ، از طریق ورود همزمان در دو یا چند بازار . بطور مثال, فرض کنید سهامی در بورس سهام نیویورک و در بورس لندن معامله می‌شود همچنین فرض کنید، قیمت این سهام در بورس نیویورک 172 دلار و در بورس لندن 100 پوند است. اگر نرخ مبادله پوند و دلار برابر 75/1 دلار برای هر پوند باشد، آنگاه آربیتراژ می‌تواند با خرید مثلاً 100 سهام از بورس نیویورک و فروش آن سهام در بازار لندن به سود بدون ریسک زیر دست پیدا کند.
دلار 300={172×100)-(100×75/1)×100
در این صورت سودی معادل 300 دلار بدون در نظر گرفتن هزینه معاملات برای آربیتراژگر تضمین می‌شود. البته فرصت‌های آربیتراژی که یک نمونه آن در بالا ذكر شد نمی‌تواند برای مدت طولانی استمرار داشته باشد . با خرید سهام در بازار نیویورک ، نیرو های عرضه و تقاضا باعث افزایش قیمت سهام می‌شوند و همچنین فروش آنها در بازار لندن ، زمینه کاهش قیمت را فراهم می آورد و به زودی دو قیمت فوق با نرخ مبادله فعلی در دو بازار یکسان خواهند شد. نكته جالب تر این است ، که وجود آربیتراژگرانی که به دنبال کسب سود آربیتراژی هستند، امكان تفاوتی قابل ملاحظه بین قیمت دلار و قیمت پوند را از همان ابتدا غیر ممكن می سازد . به طور کلی می‌توان گفت، وجود تعداد زیادی آربیتراژگر در بازار، به این معنی است که در عمل، فرصت آربیتراژی بسیار کمی در بازار های مالی مشاهده می‌شود .به همین دلیل، بیشتر مسایلی که در خصوص قیمت قراردادهای آتی، پیمان های آینده و ارزش معاملات قراردادهای اختیار معاملات مطرح می‌شوند، بر این پیش فرض مبتنی هستند که فرصت آربیتراژ دیگر وجود ندارد.

آربیتراژ هم در بازار ارز معمول است و هم در بازار سرمایه . آربیتراژدر بازار ارز به آربیتراژ ارز و آربیتراژ در بازار سرمایه به آربیتراژ بهره معروف است . اگر نرخ بهره در دو کشور متفاوت باشد ، در صورت آزاد بودن ورود و خروج سرمایه ، سرمایه ها از کشوری که نرخ بهره درآن کمتر است به کشوری که نرخ بهره بیشتری دارد ، منتقل خواهد شد . این بار، هدف ، استفاده از نرخ بهره بالاتر است و این اقدام "آربیتراژ بهره"نامیده می شود . لازمه انجام موفقیت آمیز آربیتراژ ، وجود امكانات اطلاع رسانی و فنی کافی و کارآمد است.

منبع: فرهنگ لغت "آكسفورد بورس" کتاب تجارت در فاكس

پ . ن 1: به خاطر علاقه به مطالب مرتبط با بورس در یکی از سایتها به این مطلب دیدم ، فکر می کردم که مطلبی درباره آربیتراژ در وبلاگ داشته باشم اما نتونستم در ارشیو وبلاگ پیدا کنم . لذا جهت یاد اوری و یا اشنایی با آربیتراژ مطلب بالا درج شد .

پ.ن  2: برای مدتی می خوام ، مطلبی ننویسم و به قول گفتنی ها به خودم مرخصی اجباری بدم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 19:3  توسط مهدی صمدی   | 

چند روز منتظر این بودم تا امروز  برسه ...

باید صادقانه بگم که قلبا احساس خوبی نسبت به روزگار سپری شده ام در این وبلاگ دارم . هر چند گاهی به نظرم می یاد که می تونستم از این روزها ، ماه ها و سالها بیشتر و بهتر استفاده کنم اگه مشغول جمع آوری مطلب برای این وبلاگ و حضور در فضای مجازی نمی بودم ...

اما نمی توان منکر این شد که حضورم در این وبلاگ موجب ارتقای سطح معلومات بانکی و همچنیین  رشد روز افزون اگاهی های اجتماعی و ...  بنده و همچنین موجب اشنایی با دوستان و همکاران بی شماری شده که به این دوستی ها افتخار می کنم .

از اینکه به واسطه این وبلاگ این فرصت برای من فراهم شد تا از کرانه همیشه سبز دریای طبرستان از بهشت ایران ، رامسر  و شهسوار و از یک شعبه روستایی ، پنجره ای برای دیدن ، شنیدن و اموختن چیزهای جدید  برایم گشوده شود ، بی نهایت مسرور و خرسندم .

اما بعد ...

باید اعتراف کنم که ذوق و شوق سابق برای بروز کردن وبلاگ ندارم و ....

این روزها و این هفته ها باز هم می خواستم دامنه www.bsiblog.ir  فعال کنم که به خاطر خستگی و دلزدگی ام نسبت به فضای مجازی و همچنین بعضی امور کاری و شخصی ام ،  راه اندازی سایت به زمانی دیگه موکول کرده ام ، البته به این شرط که اگر همچنان انگیزه ای برای حضورم در این وبلاگ باقی بماند و همچنین حوصله و شکیبایی دوستان و مراجعان عزیز را در تحمل حضور من و مطالب وبلاگ شاهد باشم ....

طبق سنت هر ساله اشاره ای هم به امار بازدید وبلاگ می کنم ، امروز امار بازدید وبلاگ از 617,000 مرتبه گذشت و میانگین امار بازدید در 30 روز گذشته 648 دفعه در روز بود. امار نشان دهنده افت تعداد بازدید نسبت به سال گذشته هست که البته با وضعیت امسال بانکهای ما همخوانی داره .....

هر چند ممکنه این امار در مقایسه با سایر وبلاگهای دوستان بانکی چندان زیاد نباشد ، اما امیدوارم که جدا از دوستانی که همراه وبلاگ هستند و لطفشون همیشه شامل حال وبلاگ بوده ، سایر عزیزان و بازدید گنندگان هم مطالب مورد نظرشون در وبلاگ مشاهده کرده باشند .

باز هم از همه شما بابت همراهی تون با وبلاگ تشکر و قدردانی می کنم و ...

همیشه شاد و سلامت باشید

ارادتمند همگی ، مهدی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 19:0  توسط مهدی صمدی   | 


این تصویری از چک بزرگ معامله بلوک مخابرات ایران است .

اگر  این چک و نوشته های روی ان و کل فرایند داستان تایید شود !! و این چک با همین وضعیت برای پرداخت به شعبه شما مراجعه می کرد !

ایا این چک را تایید و پاس می کردید ؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 19:32  توسط مهدی صمدی   | 

یک پرسش امروز ذهنم به خودش مشغول کرده !

ایا ضروری است که کارکنان دارای یک حس خوب یا ذهنیت مثبت نسبت به مدیران خود باشند ؟

به این فکر کنید که شما امروز مسئول شعبه ، مدیر حوزه یا مدیر عامل استان خودتون هستید !

برای انتقال برنامه های مدیریتی خود به رده های مختلف سازمانی چه برنامه ای را در پیش می گیرد ؟

تصور کنید اولین روزی است که با عنوان مدیرت یک استان در یک شعبه حضور یافته اید ! به چه چیزهایی را برای تاثیر گذاری بیشتر بر کارکنان خود تاکید خواهید داشت ؟

مثلا اگر شیشه های بانک زیاد تمیز نبود ، با کارمند شرکتی چه خواهید کرد ؟ عذر او را می خواهید یا به مسئول شعبه تذکر دوستانه ای می دهید تا از این به بعد بیشتر از قبل رعایت حفظ پاکی و تمیزی محیط شعبه رعایت شود ؟ و ایااگر باجه های یک کارمند منظم و مرتب نبودند ؟

اگر عملکرد یک شعبه مناسب نبود ، ایا همان جا به کارکنان شعبه می گویید که این چه وضعی است که شعبه شما در منابع و مصارف و مطالبات دارد و دستور می هید تا بهبود وضعیت فعلی شعبه تمامی پاداشهای متعلقه به کارکنان ان شعبه را به حالت تعلیق در بیاورند ؟

ایا به تحویلدار شعبه این فرصت را می دهید تا با شما همکلام شود ؟

اگر قرار باشد  ، یک همایش در جمع کارکنان محلی برگزار شود ، همه کارکنان را دعوت می کنید یا تنها حضور  مسئولان شعب را کافی می دانید ؟

اگر تمایل به تشویق و تقدیر از رشد مطلوب یک شعبه را داشته باشید ، ایا از همه کارکنان ان شعبه تقدیر خواهید کرد و یا تنها مسئول شعبه را پاداش می دهید ؟

اگر در یک شهر حضور یافتید ، به دورترین شعبه از نظر بعد مسافت سر می زنید ؟ 

اگر شعبه دارای عملکرد مطلوبی بود ایا به ان شعبه سرکشی می کنید یا فقط به همان چند شعبه در مسیر راه خود می روید ؟

ایا دوست دارید کارکنانی داشته باشید که این قبیل پرسشهایی را در ذهن خود دارند ؟!

و ایا هیچ نیازی به رفع چالش های فکری و ذهنی کارکنان خود نسبت به روشهای مدیریتی خود احساس می کنید ؟

به نظرم باورها و ذهنیت های مدیران و کارکنان یک سازمان در قبال یک دیگر نقش تعین کننده ای در هموار سازی انتقال اهداف و برنامه های سازمانی ایفا می کند و همچنین مدت فرایند اجرای برنامه و در نهایت میزان بهره وری و عملکرد بهینه سیستم ،  نیازمند درک متقابل کارکنان و مدیران از یکدیگر است .

مسئله مهم دیگر این است که باید کارکنان را در یک صف و کنار دست هم دید و از انها خواست در کنارتان باشند نه اینکه انها را در یک ردیف و پشت سر هم ببینید و ....

پ.ن :  یک نکته ای هم درباره عملکرد کارکنان که زیاد می شه در کارهای خودمون یا همکاران مشاهده کرد ، این هست که اگه قرار باشه یا اصلا شایعه بشه که امروز و فردا مدیر می یاد این حوزه یا استان بازدید ، یا بازرس می خواد بیاد ، خیلی از کارها درست و بر خلاف معمول همیشه صحیح و اصولی انجام می شند و خیلی چیزها سر جاشون قرار می گیرند . مثلا سعی می کنیم کنار دستمون تمیز باشه ، به مشتری لبخند بزنیم و باهاشون خوش بش کنیم (در زمان بازدید) ، یک سری از امار و اطلاعات به ذهن بسپاریم و ...

از این قبیل موارد به شخصه بدون تعارف در کار خودم و شاید در همه همکاران به چشم خواهد خورد . البته این گونه نحوه انجام کارها و یک حس ترس  هنگامی که احساس می شه ، بر کارها نظارتی وجود داره به یک اخلاق اجتماعی در جامعه ما تبدیل شده و تنها مختص بانک یا کارکنان سازمان ها نیست .

هر وقت به موقعیتی رسیدیم که مثلا در صورت نبودن مامور و خلوت بودن چهار راه باز هم از چراغ قرمز عبور نکنیم ، می تونیم به فرجام مثبت کارهای خودمون امیدوار باشیم و این ادعا رو داشته باشیم که درست کار می کنیم . باید خیلی تمرین کنیم تا بجای زیاد کار کردن به درست کار کردن عادت کنیم .

پ .ن 2: کجایند مردان بی ادعا !؟...

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 17:18  توسط مهدی صمدی   | 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 17:13  توسط مهدی صمدی   | 


عشق را در جان خود پرورده ايم                        هفت گوهر ارمغان آورده ايم

هفت جام از هفت ساقي هفت دست           تا رويم از نو به ميدان مست مست

همکاران و همراهان گرامي  
سلام
خداي را سپاس مي گويم که در اين برهه تاريخي بانک صادرات ايران و پس از واگذاري سهام اين بانک مردمي به مردم، توفيق خدمت گزاري و همکاري با مجموعه اي از دلسوزان و تلاشگران عرصه بانکداري را نصيب اينجانب کرد.

نيک مي دانيم که اعتبار اين بانک بزرگ در سايه تلاش پيشکسوتان و همت والاي کارکنان پرجوش و خروشي مي باشد که خدمت به مردم را به مثابه عبادت دانسته و در راه اعتلاي سازندگي کشور از هيچ کوششي دريغ نمي ورزند.
ترديدي نيست که در آغاز رويشي ديگر با بهره گيري از تجارب سازنده، مشارکت و هم نوايي را در نيل به رشد و شکوفايي اقتصاد کشور به کار گيريم و با نگرشي تحول گرا و آينده نگر شعار « هر شعبه يک بانک» را به منصه ظهور برسانيم.
براي تحقق اين مهم کسب رضايت مشتري و فعاليت بر محور ظرفيتهاي استاني در بخشهاي مختلف اقتصادي و مديريت منابع و تخصيص بهينه و مديريت شده مصارف جهت ارتقاء سهم بازار به حداقل 20 درصد در کوتاه مدت بويژه جذب منابع ارزان قيمت، افزايش سودآوري و وصول مطالبات معوق امري اجتناب ناپذير است.
در تولد و نگرش جديد بانک صادرات ايران همه در توفيقات و کاميابي ها سهيم هستيم . لذا بر همکاران عزيز فرض است تا وظيفه خود را در اين مشارکت همه جانبه به نحو مطلوب ايفا نمايند.
رجاء واثق دارم که ايده« بانک صادرات ايران الگويي براي نظام بانکي » با همت شما همکاران ساعي درآينده تحقق خواهد يافت.


بردار كوچك شما – سيد محمد جهرمي

پ.ن۱ : ‌مديرعامل بانك صادرات ايران گفت: در كشور افزايش نقدينگي داريم اما مديريت نقدينگي نداريم

پ.ن ۲:جهرمي خبر داد:اعطاي كارت‌هاي اعتباري قرض‌الحسنه به اقشار كم‌درآمد جامعه

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 17:10  توسط مهدی صمدی   | 

پ.ن 1 : وزیر بهداشت: موج شیوع آنفلوآنزای نوع A قابل پیشگیری نیست/ جراید

پ.ن 2:درباره مدیریت و کارکنان، در هتل استقلال خبرهای ناخوشایندی شنیدم !!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 17:54  توسط مهدی صمدی   | 

ریاست ، مدیریت ، رهبری ...

به نظرم برای دستیابی به نتایج مورد انتظار و شایسته برای یک سازمان باید پیش و بیش از انکه به اصلاح ساختار اداری توجه داشت، باید به تغییر در نگرش بزرگان سازمان در قبال نوع اداره و کنترل سازمان و کارکنان پرداخت .

اصلاح ساختار سازمانی بدون تغییر و تحول در فرهنگ سازمانی یک نتیجه نامطلوب به همراه خواهد داشت

براستی ایا این توانایی و اراده در مدیران ما برای تغییر وجود دارد ؟

ایا یک مدیر تا به حال به این فکر کرده که چه تعداد از کارکنان سازمان از روی علاقه و با صمیم قلب در خدمت سازمان هستند و چه مقدار فقط به بهانه افزایش ضرایب و پاداش و مزایا ؟

و چرا در یک سازمان قانون پارکينسون را می توان به عینه مشاهده کرد ؟

و ایا ....

بارها سعی کردم یک تغییر در نوع رفتار و نگرش خودم در سازمان در قبال همکاران و مشتریان و همچنین انجام  کارهایی که بر عهده من گذاشته می شه ، داشته باشم . اما یابد اعتراف کنم گاها خیلی زود دلسرد می شم و انگیزه ای برای تدوام در کارها باقی نمی مونه !  بعد از مدت کوتاهی به این نتیجه می رسم که شرایط برای تغییر رفتارهام مهیا نیست .

حال بیان و درک اینکه تا چه حد این وضعیت ، نشان از ضعف و ناکارامدی بنده و امثال من هست و یا بیان کننده ضعف ، سستی و ... خطوط و اصول حاکم بر رفتارهای سازمانی ما ، با خود دوستان و همکاران خواهد بود .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 19:3  توسط مهدی صمدی   | 

شرکتی قصد داشت برای مدیریت و رهبری یکی از پروژه های بزرگ و کلیدی خود مدیری استخدام کند. بنابراین مدیر ارشد شرکت شخصاً خود مصاحبه استخدامی را انجام می داد. در مصاحبه نفر اول، مدیر ارشد گفت: «درباره کارکنان سازمان قبلی خود توضیح دهید.»

مصاحبه شونده پاسخ داد: «آنها تنبل بودند و تحصیلات کمی داشتند. شما باید همیشه حواستان به آنها می بود زیرا دائماً سعی می کردند کم کاری کنند یا محل کار خود را ترک کنند. در برقراری ارتباط ضعیف بودند، در مقابل تغییر مقاومت می کردند و فقط به فکر خودشان بودند.»

مدیر ارشد گفت: «این خیلی بد است. متأسفم که بگویم همان نوع از کارکنان را شما در این شرکت پیش رو خواهید داشت و به نظر نمی رسد شغلی باشد که شما از آن لذت ببرید.»

در مصاحبه نفر بعدی نیز، مدیریت ارشد همان پرسش را مطرح کرد. نفر دوم گفت: «آنها واقعاً عالی بودند. اگر چه خیلی از آنها نمی توانستند بخوانند و ما در برقراری ارتباط با یکدیگر مشکل داشتیم، اما خیلی علاقمند به بهبود و پیشرفت بودند. وقتی همدیگر را بهتر شناختیم، آنها همیشه سعی می کردند به همدیگر کمک کنند و با هم کار کنند.»

مدیر ارشد گفت: «این بسیار خوب است. همان نوع از کارکنان را شما در این شرکت پیش رو خواهید داشت.»
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 18:30  توسط مهدی صمدی   | 

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 17:35  توسط مهدی صمدی   |