مدیریت عامل بانک صادرات در مصاحبه ای بیان داشتند که : " آينده بانكداري بايد به سمت خريدهاي اينترنتي برود، گفت: اين يك راه اجتناب ناپذير براي بانكهاست و بانك ها بايد بستر كار را براي تسهيل خريدهاي اينترنتي فراهم كند كه بانك صادرات نيز در اين زمينه گام هاي اساسي را برداشته است."
امیدوارم با توجه به سابقه عملکرد بعضی از بانکها و خصوصا بانکهای خصوصی ، این فرایند در سیستم بانک صادرات به فوریت و جدیت مورد توجه عزیزان قرار بگیره و شاهد سهمی بیشتر از خرید و فروشهای اینترنتی در جامعه مجازی ایران از سوی بانک صادرات باشیم .
اما چیزی که بیشتز توجه من جلب کرد این جمله جناب برهانی بود " از طرف بانك صادرات تبليغي براي اعطاي جوايز رنگارنگ صورت نگرفته است. وي افزود: از نظر من بايد انگيزه هايي در نظر گرفته شود تا افراد به كار خير تشويق بشوند و افرادي كه در كار خير فعاليت مي كنند، بايد تشويق شوند "
خبری که در صورت درک صحیح من از این مطلب و همچنین پایبندی به این گفته ، می تواند نقطه شروعی باشد برای حذف قرعه کشی حسابهای قرض الحسنه بانکها با این روش فعلی ..
گاها برای من تبلیغات بانکها برای جلب مشارکت مردم برای سپرده گذاری در حسابهای پس انداز ، چنان آزار دهنده می شود که ...
بارها در این وبلاگ و در جمع دوستان به این نکته اشاره داشته ام ، که این قبیل تبلیغات شایسته مشتریان و حتی شبکه بانکی ما نیست . متاسفانه همیشه می توان مواردی را در این گونه تبلیغات مشاهده کرد که از نظر من به صورت آشکار به بعضی هنجارهای اجتماعی و اعتقادی جامعه توهین می شود . تا انجا که در بعضی از تبلیغات اخیر بانکها ...
امیدوارم که در اینده نه چندان دور حداقل شاهد این باشیم که از این پتانسیل در جهت گسترش بانکداری الکترونیک بهره بگیریم و صادقانه در جذب سپرده های حسابهای قرض الحسنه عمل نمائیم ..
دلم گرفته،
دلم عجيب گرفته است.
وهيچ چيز،
نه اين دقايق خوشبو،كه روي شاخه نارنج مي شود
خاموش،
نه اين صداقت حرفي، كه در سكوت ميان دو برگ اين
گل شب بوست،
نه هيچ چيز مرا از هجوم خالي اطراف
نمي رهاند.
و فكر مي كنم
كه اين ترنم موزون حزن تا ابد
شنيده خواهد شد.
.
.
.
چرا گرفته دلت، مثل آنكه تنهايي.
چقدر هم تنها!
خيال مي كنم
دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستي.
دچار يعني
عاشق
و فكر كن كه چه تنهاست
اگر كه ماهي كوچك، دچارآبي درياي بيكران باشد.
چه فكر نازك غمناكي!
و غم تبسم پوشيده نگاه گياه است.
و غم اشاره محوي به رد وحدت اشياست
خوشا به حال گياهان كه عاشق نورند
و دست منبسط نور روي شانه آنهاست...
پ.ن ۱: متن کامل در ادامه مطلب
پ .ن ۲: متن کامل با صدای خسرو شکیبایی
ادامه مطلب
غلامرضا خليل ارجمندي ـ مسوول خصوصي سازي بانك صادرات ـ در گفتوگو با خبرنگار بورس خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، از واگذاري اين بانك در هفته اول ارديبهشت خبرداد و گفت: درسال گذشته تمامي موارد در خواست شركت بورس در اختيار اين شركت گذاشته شده است و شروط 18 گانه بورس در مورد بانك صادرات رعايت شده است.
وي با تاكيد بر اينكه كليه اقدامات بانك صادرات براي واگذاري انجام شده و اين بانك آماده واگذاري است عنوان كرد: اساسنامه بانك صادرات اصلاح و اين بانك به شركت سهامي عام تبديل شده است. همچنين اميدنامه آن به شركت بورس ارايه شده و تعهدنامه آن نيز در اختيار سازمان بورس است.
ارجمندي عنوان كرد: براي واگذاري بانك صادرات در انتظار برگزاري جلسه پذيرش و تعيين زمان عرضه پنج درصد از سهام اين شركت در بورس هستيم تا اين كميته تاريخ عرضه را مشخص كند.
مسئول خصوصي سازي بانك صادرات در ادامه اعلام كرد: در حال حاضر مشكلي در خصوص واگذاري بانك صادرات وجود نداشته و با برگزاري جلسه پذيرش شركت بورس، اين بانك در پايان فروردين و يا هفته اول ارديبهشت وارد بورس ميشود.
مدير امور مالي بانك صادرات يادآور شد: نحوه قيمت گذاري سهام بانك صادرات در اختيار سازمان خصوصي سازي بوده و در روز اول پنج درصد از سهام اين بانك در بورس عرضه شده و پنج درصد به عنوان سهام ترجيحي كاركنان شركت واگذار ميشود.
وي تصريح كرد: خصوصي سازي بانكها فرآيند پيچيدهاي است زيرا شفاف سازي اطلاعات و مطالبات آنها زمان بر بوده و اين امر طبيعي است ولي با تاخيرات به وجود آمده عرضه بانك صادرات در اوايل سال 88 قطعي است.
به گزارش ايسنا، بانك صادرات در 9 بهمن 86 با 18 شرط مورد پذيرش هيات پذيرش قرار گرفت و مقرر شد كه پس از رعايت اين شروط وارد بورس شود.
پ.ن : بانک صادرات ایران به عنوان بانک عامل بیست و دومین نمایشگاه کتاب تهران که باید علاوه بر حمایت از دستگاههای کارت خوان بن الکترونیک و شبکه شتاب، 20 دستگاه خودپرداز در محوطه مصلی راهاندازی کند، مشخص شد. حمید قبادی، معاون اجرایی بیست و دومین نمایشگاه کتاب تهران ، بانک صادرات را همانند سال گذشته به عنوان بانک عامل بیست و دومین نمایشگاه کتاب تهران معرفی کرد...
او هميشه آوازهايي درباره دنيا و ناپايداري اش مي خواند و فكر مي كرد شايد پرده هاي ضخيم دل آدمها، با اين آواز كمي بلرزد.
روزي كبوتري از آن حوالي رد مي شد، آواز جغد را كه شنيد، گفت: بهتر است سكوت كني و آواز نخواني. آدمها آوازت را دوست ندارند. غمگين شان مي كني. دوستت ندارند. مي گويند بديمني و بدشگون و جز خبر بد، چيزي نداري.قلب جغد پير شكست و ديگر آواز نخواند.
سكوت او آسمان را افسرده كرد. آن وقت خدا به جغد گفت: آوازخوان كنگره هاي خاكي من! پس چرا ديگر آواز نمي خواني؟ دل آسمانم گرفته است.
جغد گفت: خدايا! آدمهايت مرا و آوازهايم را دوست ندارند.
خدا گفت: آوازهاي تو بوي دل كندن مي دهد و آدمها عاشق دل بستن اند. دل بستن به هر چيز كوچك و هر چيز بزرگ. تو مرغ تماشا و انديشه اي! و آن كه مي بيند و مي انديشد، به هيچ چيز دل نمي بندد. دل نبستن سخت ترين و قشنگ ترين كار دنياست. اما تو بخوان و هميشه بخوان كه آواز تو حقيقت است و طعم حقيقت تلخ.
جغد به خاطر خدا باز هم بر كنگره هاي دنيا مي خواند و آنكس كه مي فهمد، مي داند آواز او پيغام خداست
این ساختمان در کاناس در لیتوانی قرار دارد ،سازنده آن اعتقاد دارد پول روی درخت رشد نمیکند ، بلکه روی ساختمان رشد میکند
نمای آن از ۴۵۰۰ قطعه شیشه میناکاری شده که در هلند ساخته شده و حمل شده ساخته شده است ، طرح نما از اسکناسی مربوط به ۱۹۲۶ برداشت شده است


ادامه مطلب
