


اخبار بانک صادرات و شبکه بانکی،اطلاعات بانکی و بانکداری ، نظرات و پرسشهای مشتریان و کارکنان
در سیستم فعلی ، لازمه موفقیت و پیشرفت شغلی چیست ؟
مدرک تحصیلی و داشتن اطلاعات بالای بانکی ؟
خلاقیت ، تلاش و پشتکار ؟
صداقت و امانت داری ؟
دروغ گویی ،خود شیرینی ، چاپلوسی و پاچه خواری ؟
پارتی بازی ؟
شانس و اقبال ؟
زیر آب زدن و خراب کردن همکاران همتراز ؟
موفق بودن بهتر است یا مفید بودن ؟
در حالي با برگزاري مجمع عمومي عادي به طور فوقالعادهاي بانك صادرات، 5 عضو حقوقي شامل دولت (از طريق وزارت اقتصاد)،سهام عدالت ،سرمايه گذاري بيمه ايران،صندوق بازنشستگي بانك ها و سرمايه گذاري مدار !!! (كنسرسيوم خريدار 11 درصد از سهام) به عنوان 5 عضو حقوقي جديد هيئت مديره بانك صادرات معرفي شده بودند كه دو روز پيش اعضاء حقيقي هيئت مديره اين بانك مشخص شدند.
بدين ترتيب محمد جهرمي وزير سابق كار در شرايطي پيش از اين به سمت
مديرعامل و رئيس هيئت مديره اين بانك مشمول اصل 44 حاضر در بورس منصوب شده
بود كه در جريان معرفي نمايندگان حقيقي هيئت مديره ، ابوالحسني معاون وزير
اقتصاد جانشين حجت اله صيدي ( به عنوان عضو غير موظف هيئت مديره) شد.
قدرت اله شريفي،مهدي فتاحي و بهمن وكيلي ديگر اعضاء هيئت مديره بانك صادرات هستند.
براساس اين گزارش، در تركيب سهامداري اين بانك، دولت با 38 درصد، سهام
عدالت با 40 درصد و شركت سرمايه گذاري مدار با 11 درصد از جمله سهامداران
اصلي آن هستند كه در جريان انتخاب اعضاء حقوقي هئيت مديره بانك صادرات،
دولت و سهام عدالت هر كدام يك كرسي خود را به سرمايه گذاري بيمه ايران و
صندوق كاركنان بانك ها داده بودند.
بانك هزار و 680 ميليارد توماني صادرات 19 خرداد ماه سال جاري به عنوان بزرگترين بانك دولتي مشمول اصل 44وارد بورس شد.
اما براساس جدیدترین گزارش بانک مركزی، میزان مطالبات معوق بانكها به 48 هزار میلیارد تومان افزایش یافته است که این رقم نسبت به آخرین رقم اعلام شده پیش از این 8 هزار میلیارد تومان افزایش نشان می دهد.
این در حالی است که تا پایان آذر ماه سال 87 میزان کل مطالبات سیستم بانکی از بخش دولتی و غیردولتی معادل 20 هزار میلیارد تومان بود که هم اكنون این میزان بیش از دو برابر افزایش داشته است.
امیدوارم که این رشد فزاینده مطالبات قالبل کنترل باشه و شاهد تاثیر منفی این مطالبات بر بانکها نباشیم .
شاید همین امارها و همچنین بعضی اظهار نظر از قبیل عدم سود اوری بانکها در شرایط فعلی از سوی رئیس کل بانک مرکزی موجب شده تا شایعات زیادی در باب وضعیت نامناسب بانکها خصوصا بانک ملی منتشر شود .
چند روز قبل در مطلبی از میزان و امار چک های برگشتی خبری می خوندم که اون هم نشان از وضعیت نامناسب اقتصادی داره که به نوعی تاثیر مستقیم بر شرایط بانکها خواهد داشت .
اما نکته مهم درباره این مطالبات شبکه بانکی این هست که : «70 درصد مطالبات معوق بانک ها در برنامه سوم و چهارم توسعه به کمتر از هزار شخصیت حقیقی و حقوقی و خاص پرداخت شده است.»
من مطمئن هستم که یک نفر از این هزار نفر اهل شهر دیار ما نیستند و صریح تر اینکه اغلب این پرونده ها اصولی و اساسی مصوب ، تایید و پرداخت نشده است و مدیرت کلان دولتی و بانکی در پرداخت انها نقش داشته است . که متاسفانه باید همه شبکه بانکی و عموم مشتریان بانکها از این بابت متحمل سختی و مشقت گردند.
اما امشب گزارش حسابرسی نشده بانک صادرات در شش ماه نخست سال 88 نگاه می کردم ، امیدورام در پایان سال مالی نسبت به دوره مشابه سال قبل و همچنین بانکهای رقیب رشد قابل قبولی را شاهد باشیم.
مدیريت از پایین به بالا یا مدیرت بر بالا ...
در نگاه اول شاید کمی پیچیده به نظر بیاد که بیشتر از اون جهت هست که کمتر سازمانی می توان یافت که چنین شیوه ای را تجربه نماید .
هر چه قدر سعی می کنم تا کمی بیشتر توضیح درباره لزوم وجود این روش مدیریتی پیدا کنم به کلمات و جملاتی می رسم که مجبورم سانسورشون کنم تا مبادا تعبیر به خط و ربط هاي ...
در دورانی که دیگر بر خلاف ما در سازمانهای پویا و توسعه یافته دنیا ، دیگر مدیریت سلسه مراتبی و دستوری و مدیریت از بالا به پایین به سوی مدیریت مشارکتی و خطی سوق پیدا کرده ، شاید در اینده نزدیک شاهد همه گیر شدن مدیریت از پایین به بالا باشیم و شاید هم بتوان نمونه هایی از استقرار این نظام مدیریتی را ذکر کرد که من اطلاعاتی از ان ندارم .
وجود این باور در میان کارکنان ، که می توان تاثیر گذار باشند و گاهی هر چند کم و ناچیز نظرات و راهکارهای مدیریتی را بر خلاف جریان مرسوم به بالا تحمیل کنند ، می تواند بسیار با اهمیت و ضروری باشد .
این چنین فضایی در یک سازمان ، خستگی و فرسایش فکری و ذهنی دامنگیر سیستم های ناکارامد فعلی را تقلیل خواهد داد و فرصتی دیگر برای جوشش انگیزه های زیر مجوعه مدیران رده بالا را فراهم خواهد اورد .
باید پذیرفت که امکان اینکه همه اعضای یک سازمان به رده های مدیریتی ارتقا یابند ، وجود ندارد . اما شاید بتوان با جریان چشمه ساری کوچک در میانه این شیب تند مدیرتی فعلی ، نشاط و طراوت را در عرصه و رده های پایین سازمانی شاهد بود .
دیگر تامین و یا افزایش مزایای مالی نمی تواند ، بهانه کافی برای جلب نظر کارکنان و ایجاد انگیزه برای افزایش بهره وری و کارامدی سیستم باشد.
باید هراسان بود از زمانی که کارکنان و زیر مجموعه بیشتر به حقوق و مزایا فکر کنند تا شرایط و وضعیت سازمان و میزان دستیابی سازمان به اهداف و ارمانهای تعین شده .
پ .ن : این روزها و این ایام شنیدن یک کلمه از سوی دوستانم مرا ، سخت آزار می دهد و ان کلمه حزن انگیز "مهاجرت " است . هر چند اعتراف می کنم بارها .... اما باید بود و ساخت و آباد کرد تا روز موعود ...
پ .ن :من نتونستم در خبرها از سایر اعضای هیات مدیره که توسط سهامداران انتخاب شدند ، چیزی پیدا کنم !!
درباره تختی و مرام و منش زندگی اجتماعی و ورزشی اش نیاز به یاداوری مجدد نیست ، چون بعد این همه سال ماندگاری نامش را در قلبهای دوستدارانش شاهد هستیم که می تواند حجتی باشد برای مردانگی و صداقت او ..

اما من امروز گستاخانه می گفتم که خوش به سعادت تختی که زود از پیش ما رفت ...
خوشحالم که تختی این روزها نیست ...
خوشحالم از اینکه ناباورانه او را از ما جدا کردند تا برای همیشه یک نشانه و بهانه ای باشد برای قیاس او با دیگرانی که تنها ادعا دارند ...
امروز به این فکر می کردم ، اگر تختی این روزها هم زنده بود ! باز می توانست پهلوان و دوست داشتنی بماند ؟
اما ، چیزی که موجب شد که من به این فکر برسم ، به شرح احوالات ما در بانک و اجتماع بر می گردد !
چیزهایی که فعلا تصمیم ندارم درباره انها در این وبلاگ مطلبی بنویسم ...
امروز من بار دیگر از اینکه یک تحویلدار ، ان هم در شعب روستایی بودم ، مسرور هستم ...
از اینکه در شهرهای بزرگتر و شعب بازار و ادارات مرکزی نبودم ، راضی و خرسند هستم ...
از اینکه خیلی از بزرگترها از من و امثال من خوششان نمی اید ، خوشحالم ...
از اینکه مثل خیلی ها نبودم و نیستم ، شادمانم ...
از اینکه هنوز بر عهدی که در روز استخدام و مصاحبه ام با خود و خدا بستم ، وفا دار مانده ام ، سپاسگزار و شاکر به درگاه خدا هستم ...
اما نمی دانم تا چند ماه یا چند سال بعد می توانم بر این باور پایدار باشم ...
ارزو می کنم ، همیشه به این که کوچک باشم ، افتخار کنم ...
پ.ن :
در کلبه ما ، سفره ارباب و فقیرانه جدا نیست...
در حلقه ما ، جنگ و نزائی به سر شاه و گدا نیست..
ما مطرب عشقیم ...
در کعبه ما جنگ رسیدن به خدا نیست ...